تبليغاتX
سوهان روح دخترا

دیگه بهت نمیگم برو به جهنم ، مگه جهنمیا چه گناهی کردن

 بیانیه
این روزها به دلیل افزایش روز افزون تعداد دختران و نایاب شدن پسران بطوریکه برای هر پسر بطور متوسط ۷ دختر ترشیده و غیر ترشیده وجود داره قصه ی آنتی بوی ها هم خواندنیست

دخترانی که در کف پسران قندعسل مانده و از بی شوهری و بی محلی به نت پناه آورده اند و برای خوار نکردن خود خویش را آنتی معرفی می کنن که جلب توجه کنند

در این ضمینه قصه ی گفتگوی دختری با مادرش از عدم تمایل به شوهر کردن خواندنیست

دختری به مادرش گفتا

شوی کردن یقین که دردسریست

گرچه من شوهر نمی خواهم

ولی پسر عمویم عجب پسریست

آنتی بوی هم آنتی بوی های قدیم

 

راستی من گشتم...

بدبختی دخترا شروع شد

|+| به قلم سوهان روح در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 7:30 بعد از ظهر |
 خاطره

سلام ...سلام ...

 

 می خوام صحنه ای رو که دیروز دیدم براتون تعریف کنم

از در دانشکده که اومدم بیرون ماشین یکی از دخترای کلاس پنچر شده بود.تمام دخترای کلاس،شایدم دانشگاه بسیج شده بودن تایرعوض کنن

وای خدا ...

چه سوژه ای ...

می خواستن با قلم خط لب،قالپاق ماشین رو دربیارن.بعد شکوندن 20_10 تا قلم به این نتیجه رسیدن که نمیشه.حالا 17 نفری قالپاقو گرفتن. اونا بکش،ما بخند.اونا بکش،ما بخند (کلی ناخون خورد شد)

اخرش صاحب ماشین یادش اومد که تو صندوق یه وسیله هست،که بهش میگن پیچگوشتی و میشه با اون قالپاق رو در اورد (اگه یادش نمیاومد ...)

خلاصه ... با هر بدبختی بود قالپاق در اومد.ما پسرا هم کلی تشویق کردیم  (خوب یه رکورده، تو نیم ساعت قالپاق در اوردن)

حالا میخوان جک بزنن زیر ماشین میله کمکی جک گم شده بود (زرشک)رفتن از تو ماشین یکی دیگه از دخترا یه جک دیگه اوردن.

جک رو زدن زیر ماشین(با کلی بدبختی)ماشین راه افتاد  اخه نه دستی کشیده بود نه تو دنده بود  خوبه ماشین پنچر بود وگرنه باید می افتادن دنبالش.دوباره جک بزن زیر ماشین  این دفه 5 دقیقه زودتر تموم شد

قراره پیچ باز کنن 2 نفر رو آچارن 2 نفرم زور میزدن .نصف پیچ اااا رو که هرز کردن .ولی اخرش با هر بدبختی بود تایر رو در اوردن (دوباره تشویق شدن)

تایر زاپاس رو از صندوق عقب در اوردن دیدن اونم پنچره (ای دل غافل)بازم مجبور شدن واسه 3 گیری از یکی دیگه از دخترا تایر قرض کنن

حالا بعد بستن تایر دیگه حال ندارن که پیچ ها رو ببندن، پیچای هرز شده رو که نبستن،بقیه رو هم با دست سفت کردن (چه زوری) بعد از جمع کردن وسیله ها و ناخون شکسته ها و قلم های خورد شده سوار ماشین شدن که برن

50 متر نرفته بودن که تایر از ماشین جلو زد  کف ماشین که ترکید.(حالا تو سراشیبی کی تایر رو بگیره ...)دختر بود که می دوید،پسر بود که از خنده ریسه میرفت

اخرش که تایر رو گرفتن  یکی از دخترا رفت به دربون دانشگاه گفت که بیاد براشون تایر رو جا بزنه

میدونین چرا اینو تعریف کردم ؟؟؟

نمی خواستم که مسخره کنم

می خواستم بگم پشتکارتون خیلی خوبه تو 2:30 یه تایر عوض کردن خیلی خوبه .اونم 40-30 نفری

خسته نباشید

 

به دلیل تقاضای مکرر این پست رو گذاشتیم اولین پست

نظراتونم پست بعدی بذارین

|+| به قلم سوهان روح در جمعه بیست و نهم آذر 1387 ساعت 0:0 قبل از ظهر |
 دختر = بدبختی
|+| به قلم سوهان روح در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 ساعت 3:0 بعد از ظهر |
 یاد بگیرین پارک کنین
نگین

رضوانه

مائده

عسل

|+| به قلم سوهان روح در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 11:50 قبل از ظهر |
 بعد بگین نترشیدین

سلام...

 

جواب نظر عسل رو تو پست قبلی یا تو وبلاگش بخونین که یه وقت نگن ما پسرا کم میاریم.../http://takedel.blogfa.com

|+| به قلم سوهان روح در چهارشنبه یکم آبان 1387 ساعت 4:0 بعد از ظهر |
 از چپ به راست ، نگین ، عسل ، رضوانه
|+| به قلم سوهان روح در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 11:30 قبل از ظهر |
 دانشجو در ملل مختلف
ژاپنی:

بشدت مطالعه میکند و برای تفریح ربات میسازد!

مصری:

درس میخواند و گاهگاهی بر علیه حسنی مبارک در و پنجره ی دانشگاهش را میشکند!

هندی:

او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی میشود و همزمان برادر دوقلویش را که سالها گم شده بودءپیدا میکند.سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش میاید و سرانجام آن دو با هم عروسی میکنند و همه چیز به خوبی وخوشی تمام میشود!

عراقی:

مدام به تیر ها و خمپاره های تروریستها جاخالی میدهد و در صورت زنده ماندن درس میخواند !

چینی:

درس میخواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را میسازد و با یکدهم قیمت جنس اصلی میفروشد!

کره ای:

بیشتر واحدهایی که او پاس کردهء عملی است او دوره ی کامل آموزش های رزمی و کماندویی را گذرانده!مادرزادی اقتصاددان بدنیا میاید!

گینه بی صاحاب!!:

او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا بهمراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند !

کوبا:

او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید با سواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جز جگر گرفتن جمیع روسای جمهوری آمریکا دعا کند!

پاکستانی:

او بشدت درس میخواند تا در صورت کسب نمره ممتاز ءبه عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا:

درس میخواند و در اوقات بیکاری بین کلاس ءچند نفر از قبیله توتسی را میکشد!

انگلیسی:

نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض میشود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس میخوانند!

و اما ایران...

دانشجوی ایرانی عاشق تخم مرغ است !سر کلاس عمومی چرت میزند سر کلاس اختصاصی جزوه مینویسد!سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد . معمولا لیگ فوتبال تمام کشورهای بالا را دنبال میکند !عاشق عبارت"استاد خسته نباشید"استءالبته نیم ساعت مانده به آخر کلاس ! هر روز دو پرس از غذای دانشگاه را میخورد و هرروز به غذای دانشگاه بد و بیراه میگوید!او سه سوته عاشق میشود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار میشود! جزو قشر فرهیخته ی جامعه محسوب میشود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل میدهند ولی خانه به دانشجو نمیدهند! او چت میکند! خیابان متر میکند و در یک کلام عشق و حال میکند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!

|+| به قلم سوهان روح در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ساعت 11:50 قبل از ظهر |
 بیمه
تهرانیا زناشون رو بیمه عمر میکنن

اصفهانیا زناشون رو بیمه ابولفضل

قزوینیا زناشون رو بیمه بدنه میکنن

رشتیا زناشون رو بیمه شخص ثالث 

 

 

|+| به قلم سوهان روح در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 ساعت 3:13 بعد از ظهر |
 تولد
سلام...
من از عدد 380خیلی خوشم میاد واسه همین گذاشتم وبلاگم 380 روزه بشه بعد بیام تولدش رو بگیرم هرچند که گلی به سر بشریت نزدم و دخترا رو ادم نکردم

خودم واسه خودم دست میزنم شما که خیر ندارین

خوش باشین <دخترا هنوز اهنگ نذاشتم که اومدین وسط

و مثل همیشه خدافص 

|+| به قلم سوهان روح در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 5:59 بعد از ظهر |